آنچه در ذهنم می گذرد
قالب وبلاگ
امروز اولین روز کارآموزیم بود.توی کلاس اول ابتدایی بودم. کلی بچه ها بهم نقاشی دادن. روز خوبی بود. تو این مدت کلی اتفاق برام افتاده. چند وقت پیش با مدیر شرکت دعوا کردم ولی پرروپررو رفتم تو کلاسای مربیگری نشستم. خوب کردم. کلاسا که مال اون نیست. اون فقط یه طرف قرار داده. الان حسش نیست بعدا انشاالله مفصل می نویسم.

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 21:43 ] [ آرام ] [ ]

آدمهای ساده را دوست دارم

همانهایی ک بدی هیچ کس را باور ندارند

همانهایی ک همه را ب پاکی یاد می کنند

همانهایی ک برای همه لبخند هدیه می کنند

و همانهایی ک بوی ناب انسانیت می دهند

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 21:26 ] [ آرام ] [ ]
باران که می بارد..

دلم برایت تنگ تر می شود..

راه می افتم..

بدون چتر..

من بغض می کنم..

آسمان گریه...

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 21:26 ] [ آرام ] [ ]
قلبم را عصب کشی کرده ام

دیگرنه ازسردی نگاهی می لرزد

ونه ازگرمی آغوشی می تپد

[ شنبه نهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 21:25 ] [ آرام ] [ ]
[ دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۱ ] [ 22:19 ] [ آرام ] [ ]
[ یکشنبه هفتم آبان ۱۳۹۱ ] [ 12:22 ] [ آرام ] [ ]
[ سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 19:23 ] [ آرام ] [ ]
[ دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 16:50 ] [ آرام ] [ ]
[ دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 16:42 ] [ آرام ] [ ]
وقتی فاصله هامان زیاد شد وقتی آنقدر دور شدی که دیگر هر چه تقلا زدم به تو نرسیدم تازه فهمیدم بیش از آنچه که فکر میکردم دوستت داشتم.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ ] [ 16:40 ] [ آرام ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

کودک بودم خواستم بچگی کنم دیو درونم نگذاشت
نوجوان بودم خواستم الهی باشم دیو درونم نگذاشت
جوان شدم خواستم جوانی کنم دیو درونم نگذاشت
دانشجو شدم خواستم عالم شوم دیو درونم نگذاشت
عاشق شدم خواستم نگهش دارم دیو درونم نگذاشت
معشوقم رفت خواستم فراموشش کنم دیو درونم نگذاشت
خسته شدم خواستم از نو همه چیز را بسازم
جوانی ام را.....
سلامتیم را....
درسم را....
عاشقیم را....
اما دیو درونم نمی گذارد
من در سیاهچال افکارم حبس شده ام
امکانات وب
  • عاربین
  • امید